کودکان مهارتهای زبانی بزرگسالان را ندارند و ارتباط آنها با والدین و دیگر افراد، معمولاً با کمی ابهام همراه است. در بسیاری از مواقع، کودکان با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنند که برایشان قابل بیان نیست یا اینکه نمیتوانند به دیگران اعتماد کنند. از این رو درمانگران از شیوههای جایگزین استفاده میکنند تا به طور غیرمستقیم به فهم تعارضات درونی آنها دست یابند. یکی از مؤثرترین روشها، بازی درمانی است که در این مقاله آن را مورد بررسی قرار میدهیم. اگر شما نیز با این شیوه آشنا نیستید و در خصوص انواع و کاربردهای آن اطلاعاتی ندارید، با ادامه این مطلب همراه ما باشید.
بازی درمانی چیست؟
بازی درمانی روشی برای کشف درونیات، فشارهای روانی، مشکلات و آسیبهای روحی کودکان و درمان آن از طریق بازی کردن است. در این شیوه درمانگران به وسیله بازی، با کودک یک رابطه ایمن برقرار میکنند. افکار، تجربیات، رفتارها و احساسات او را مورد بررسی قرار میدهند و زمینه رشد و تکامل جنبههای مختلف زندگی کودک را فراهم میسازند. به طور کلی چهار ستون اصلی بازی درمانی به شرح زیر است:
- انعکاس احساسات
- ارائه فرصت انتخاب
- تنظیم خط و مرزها
- تشویق
بازی کردن در ذات خود یک فعالیت خلاقانه، خودانگیخته و اغلب لذتبخش است. از این رو میتواند موانع ذهنی کودکان را رفع کرده و رابطه او را با سایر افراد بهبود بخشد. بازیدرمانی همچنین برای درمان مسائل مختلف از جمله آسیبهای روحی، سوگ، اضطراب، مشکلات رفتاری و اختلالات یادگیری و افسردگی به کار برده میشود.
کودکان از طریق بازی یاد میگیرند جهان و جایگاه خود را در آن بهتر درک کنند. آنها در این فضا عواطف درونی و عمیقترین احساساتشان را آزادانه به نمایش میگذارند. به طور کلی بازیدرمانی در موارد زیر اثرگذار است:
- توسعه راهبردهای مقابلهای و مهارتهای حل مسئله خلاق
- احترام به خود
- همدلی و احترام به دیگران
- کاهش اضطراب
- یادگیری نحوه درک تجربیات و بیان احساسات
- تقویت مهارتهای اجتماعی
- تقویت روابط خانوادگی
- بهبود مهارتهای زبانی
- توسعه مهارتهای حرکتی ظریف و بزرگ
نقش بازی در رشد کودک
بازی کردن رشد شناختی، جسمی، اجتماعی و عاطفی کودکان را توسعه میبخشد. همچنین نیاز کودکان در رسیدن به استقلال، کنجکاوی و انعطافپذیری را برطرف میکند. کودکانی که بازیهای فیزیکی مانند دویدن، پریدن و دوچرخهسواری را انجام میدهند، آمادگی جسمانی خوبی دارند، استقامت آنها بالاتر است و هماهنگی، تعادل و چابکی بیشتری دارند.
بازی کردن منجر به توسعه نظم، خودابرازی و توجه به وجوه متفاوت زندگی میشود. در واقع کودکان از طریق بازی خود را آزمایش میکنند و محدودیتهایشان را درمییابند. علاوه بر این یاد میگیرند که ریسکپذیر باشند، تعامل برقرار کنند و چالشهای پیش رویشان را به هر نحوی حل کنند.

انواع بازی درمانی فعال و غیرفعال
بازی درمانی دریچهای به اضطرابها و خیالات کودکان است. از این رو درمانگر به هیچ عنوان کودک را قضاوت نمیکند. همچنین به کارهای او واکنش نشان نمیدهد و فقط فضایی را فراهم میکند که کودک به کشف رفتار و پاسخهای مناسب برسد. درمانگر به کودک این اطمینان را میدهد که در یک فضای امن و حمایتی قرار دارد. در ادامه روشهای متفاوت بازی درمانی را معرفی میکنیم که هر کدام از آنها کاربرد خود را در این زمینه دارند.
سبک درمانی فعال
در این شیوه، یک سری مداخلات مستقیم طی روند درمان انجام میگیرد. درمانگر فعالیتهایی را تدارک میبیند که به طور مستقیم مشکلات رفتاری و شناختی کودک را تحتتأثیر قرار میدهد. برای رسیدن به این هدف معمولاً از بازیهای رومیزی، پازلها و ابزار هنری مانند لوازم مجسمهسازی و نقاشی استفاده میشود.
البته درجات دخالت درمانگران در سبک درمانی فعال، کاملاً انعطافپذیر است و با توجه به شرایط کودک تغییر پیدا میکند. به طور کلی هر جلسه درمانی، یک هدف خاص دارد و کودک را در معرض رویدادهای مخصوصی قرار میدهد که بتواند با احساسات خود همچون غم و اندوه مواجه شود.
روش غیرفعال
در روش غیرفعال، مداخلات درمانگر به صورت غیرمستقیم انجام میگیرد. در اینجا محوریت اصلی بازیدرمانی این است که کودک خودش به کشف احساسات خویش دست یابد. در واقع کودک به راهنمایی دقیق درمانگر نیازی ندارد، بلکه به روش غیرمستقیم اسباببازیها و ابزارهایی در اختیار او قرار داده میشود که باعث یادآوری ملایم اتفاقات تلخ گذشته مانند آسیبهای روحی میشوند.
سپس کودک در فرایند بازی کردن، به صورت ناخودآگاه با احساسات منفی خود مواجه شده و آنها را به وسیله خیالات و بازگوییهایی که در بازی انجام میدهد، رفع میکند. ایده اصلی روش غیرفعال در بازیدرمانی این است که کودک به طور غریزی مشکلات خود را میداند و میتواند حتی برای رفع آنها تلاش کند و فقط نیاز به زمان، ابزار و محیط مناسب دارد.
بازی درمانی در منزل
روشهای متعددی توسط درمانگران ابداع شدهاند که خانوادهها میتوانند با استفاده از آنها برای رفع مشکلات خود اقدام کنند. در واقع بازیدرمانی پتانسیل آن را دارد که مدلها و ساختارهای ذهنی اعضای خانواده را تغییر دهد. همچنین میتواند در جهت تغییر زندگی روزمره عمل کند. از یاد نبرید که برای بازی درمانی در منزل، بهتر است از راهنماییهای ارائه شده توسط یک درمانگر حرفهای استفاده کنید.
در این شیوه باید فضا را به نحوی مدیریت کنید که کودک حرف اول و آخر را بزند. تصور کنید که بازیگر یک فیلم هستید و فرزند شما کارگردان است. او به شما میگوید که چه کاری انجام دهید. سپس شما باید مشتاقانه کارهایی که خواسته شده را انجام دهید. فراموش نکنید که در این روند قرار است دنیای ذهنی کودک خود را درک کنید؛ بنابراین خود را برای لحظاتی فراموش کنید و رفتارهای رسمی آدم بزرگها را کنار بگذارید.
بهجای دستور دادن از رهبری کردن فرزندتان استقبال کنید. مثلاً زمانی که کودک به شما میگوید گوشه اتاق بایست، از او نپرسید که «چرا باید این کار را انجام دهم؟»؛ بلکه به او بگویید: «تو میخواهی من در گوشهای بایستم؟ باشد» سپس دستور او را اجرا کنید. ممکن است از نظر او شما یک دزد باشید که کودک آن را دستگیر کرده است.
در این فرایند به احساسات کودک خود اعتبار بدهید. مثلاً زمانی که میگوید هورا من دزد را دستگیر کردم به او بگویید: «واقعاً به اینکه دزد را دستگیر کردهای افتخار میکنم». به هیچ عنوان از پاسخ دادن به سؤالات کودک خود در این فرایند طفره نروید. هنگام بازی درمانی در منزل باید به نکاتی توجه کنید که در ادامه آنان را بررسی میکنیم.
۱- تمام و کمال حاضر باشید
سعی کنید تا حد ممکن با تخیلات او همراه شوید. این کار احساسات خوشایندی را در کودک ایجاد میکند. به هیچ عنوان به او دروغ نگویید یا بیحوصله نباشید؛ زیرا کودکان به خوبی احساسات و زبان بدن شما را میفهمند.

۲- فعالانه گوش بدهید
رفتار شما هنگام بازی درمانی باید بازتابی از احساسات عمیق شما باشد. هر زمان کودک به شکل نامفهومی با شما صحبت کرد یا از خود رفتار پرخاشگرانه نشان داد، با آرامش به او بگویید «آیا از این موضوع عصبانی هستی؟»، «میخواهی کار دیگری انجام دهیم؟» و… . به هر رو کودک را به حرف وادارید تا احساس واقعی خود را بگوید.
۳- احساسات کودک را شفافسازی کنید
از فرزند خود بخواهید بر احساسات خود یک نام بگذارد. مثلاً اگر اسباببازی را پرتاب میکند، از او بپرسید که «دقیقاً چه احساسی باعث شد این کار را انجام دهی؟» این کار کمک میکند که کودکان به مرور نسبت به احساسات درونی خود آگاهی پیدا کنند و با کنترل و تنظیم آن نیز آشنا شوند.
۴- به کودک احساس کنترل و انتخاب بدهید
میتوانید برای انجام کارهای مختلف از کودک سوال بپرسید و نظر بخواهید و به او این احساس را بدهید که بر شرایط خود کنترل دارد. مثلاً از او بپرسید «آیا میخواهد بازی را پشت میز انجام دهد یا اینکه روی زمین بنشیند؟» یا مثلاً «الان ترجیح میدهی با کدام یک از این وسایل بازی کنیم؟» یا سؤالاتی از این قبیل که «اسباببازیهایش را قبل از شام از روی زمین جمع میکند یا بعد از آن؟».
۵- تکنیکهای ایجاد آرامش را تمرین کنید
کودکان معمولاً از شرایط اضطرابآور فرار میکنند؛ بنابراین بهتر است با آنها به طور مداوم تمرین کنید تا هنگام احساس اضطراب خود را آرام نگه دارند. مثلاً یک هلیکوپتر اسباببازی را بردارید و شرایطی را تصویرسازی کنید که هلیکوپتر در حال سقوط کردن است و خلبان با آرامش آن را کنترل کرده و سرنشینان را نجات میدهد.
۶- فعالیتهای پرتحرک انجام دهید
اغلب فرایندهای بازی درمانی از طریق بازیهای رومیزی انجام میشوند اما برای کودکان بیشفعال انجام فعالیتهایی که در فضای باز و با انرژی زیادی انجام میشوند، مفیدتر است. میتوانید از وسایل مختلف مانند توپ یا بلوکهای پرش استفاده کنید.
۷- نقش بازی کنید
زمانی که صحبت کردن از یک واقعه برای کودک سخت است، میتوانید با استفاده از عروسک و اسباببازیها در مورد یک موضوع خاص صحبت کنید. اجازه دهید که کودک در مورد احساسات منفی خود با استفاده از قصهگویی صحبت کند. به هیچ عنوان به کودک نگویید که میدانید منظور او از این قصه چیست؟ یا اینکه بپرسید: «آیا این اتفاق برای تو افتاده است یا نه؟». هدف ایجاد فضایی است که کودک خودش در مورد مشکلاتش صحبت کند.
بیشفعالی و بازی درمانی
بیشفعالی یکی از شایعترین اختلالات عصبی رفتاری در کودکان است. این اختلال با نقص در عملکرد اجرایی و کاهش انگیزه همراه است. بازی درمانی روش مناسبی برای تقویت مهارتهای سازگاری و بهبود بیشفعالی محسوب میشود. همچنین نقش قابلتوجهی در کاهش اضطراب و پرخاشگری آنها دارد.
کودکان مبتلا به بیشفعالی معمولاً در طول روز به دفعات این کلمات را میشنوند: «نه»، «مراقب باش»، «این کار را نکن» و… . والدین فشار زیادی به کودکان بیشفعال وارد میکنند تا آنها را کنترل کنند. از این رو آنها نوسانات عاطفی بیشتری را تجربه خواهند کرد. اما حقیقت این است که بازی کردن، جنگ قدرت در خانه را خنثی میکند و موقعیتهای پرتنش را به موقعیتهای لذتبخش تبدیل میکند.
بنابراین، اگر فرزندی دارید که نقص توجه دارد باید به او اجازه بدهید بازیهایی را که دوست دارد، انجام دهد. شما در این مسیر نقش هدایتکننده دارید و بهتر است فضایی را فراهم کنید که احساسات ناامیدانه و ناخوشایند کودکان به خیالپردازیهای خلاقانه تبدیل شود.
از یاد نبرید که بازی درمانی نمیتواند بیشفعالی را درمان کند؛ بلکه تنظیم عاطفی کودکان را افزایش میدهد و به آنها میآموزد تا احساسات خود را به شکل سازنده بروز دهند و مسئولیت بیشتری نسبت به اعمال خود داشته باشند.

انواع روشهای بازی درمانی
درمانگران در فرایند بازی درمانی از شیوههای متفاوتی برای تربیت شناختی و رفتاری کودکان استفاده میکنند. آنها همچنین ابزارهایی مانند عروسکهای خیمهشببازی، مجسمهها، سینی شنی، لوازم هنری و اسباببازی، را در جلسات بازیدرمانی مورد استفاده قرار میدهند. در ادامه برخی از پرکاربردترین روشهای بازی درمانی را معرفی میکنیم.
-
صحبت از زبان عروسکها
یکی از مهمترین روشها، گوشدادن به حرفهای کودک از زبان اسباببازیها است. توجه داشته باشید که بسیاری از کودکان دایره لغات قوی و توانایی بیان تفکر خود را ندارند. در واقع نمیتوانند احساسات را پردازش کنند یا حتی دلیل آن را بفهمند؛ بنابراین معمولاً از اسباببازیها استفاده میکنند. مثلاً از زبان یک عروسک داستانی را روایت میکنند که این داستان ممکن است برگرفته از تجربه منفی کودک باشد.
-
طراحی بازی هدفمند
در این شیوه بازی، درمانگر یک بازی خاص را برای تقویت یک مهارت طراحی میکند؛ مثلاً از کودک میخواهد با خمیربازی چند مجسمه خمیری بسازد که در حال دعوا هستند. سپس آن خمیرها را ترکیب کرده و چند آدمک در حال دست دادن بسازد. درمانگر همچنین میتواند از سایر روشها مانند شنبازی و نقاشی کردن برای تقویت احساسات و رفتارهای خوب کودک استفاده کند.
-
خانواده درمانی
درمانگر در این شیوه یک اتاق بازی را فراهم میکند که در آن ابزارهای مختلفی قرار داده شده است. سپس راهکارهایی را به والدین ارائه میدهد که بتوانند با استفاده از آن ابزارها با کودکان خود ارتباط برقرار کنند. مثلاً والدین و کودک میتوانند اتفاقات روزمره را به همراه کودک بازسازی کنند. جارو بکشند، غذا درست کنند و لباس بشویند.
سخن پایانی
در این مطلب توضیح دادیم که بازیدرمانی ترکیبی از بازی، نقشآفرینی، فانتزیها و مشاهده است. در واقع این روش پنجرهای به سوی اضطرابها، نگرانیها، حالات عاطفی و آسیبهای مربوط به سنین مختلف است. در این شیوه درمانگر به دنیای کودک نزدیک میشود و برای رفع مشکلات او اقدام میکنند. بازی درمانی روشی فوقالعاده برای رفع مشکلات کودکان است. آنها میتوانند از این طریق احساسات خود را کشف کنند، روابط خود را توسعه دهند و باورهای مثبت خویش را تقویت کنند. در واقع یک روش مناسب برای بازگویی آشفتگیهای درونی و رفع مشکلات مربوط به سلامت روان است.
کودکانی که تجربه طلاق والدین را پشت سر گذاشتهاند و خشونت و آزار خانگی را تجربه کردهاند، در این فرآیند یاد میگیرند که با احساسات منفی خود کنار بیایند. همچنین کودکان بیماری که در بیمارستان بستری شدهاند یا افرادی که اعضای خانواده خود را از دست دادهاند، در فرآیند بازی درمانی به شکل قابلتوجهی بهبود مییابند. نظر شما در این باره چیست؟ لطفا نظرات، پشنهادات و تجربیات خود را در بخش دیدگاه با ما در میان بگذارید.