مقدمه
ضمیر در دستور زبان فارسی، به جای اسم شخص یا اشیا به کار برده میشود. به عبارتی از انواع ضمایر برای جلوگیری از تکرار کلمات و تنوع بخشیدن به جملات استفاده میشود. در این مقاله به طور کامل به بررسی چیستی ضمیر در زبان فارسی و انواع آن میپردازیم. همچنین جایگاه آن در جملات را مورد بررسی قرار میدهیم. با ادامه این مقاله همراه ما باشید.
انواع ضمیر در زبان فارسی
به طور کلی ضمایر در زبان فارسی به چند دسته اصلی تقسیم میشوند که شامل موارد زیر است: ضمیر شخصی، ضمیر پرسشی، ضمیر مشترک، ضمیر تعجبی، ضمیر اشاره، ضمیر مبهم، ضمیر متقابل، ضمیر احترام و ضمیر شمارشی.
اگرچه ممکن است که در نگاه اول مبحث ضمایر ساده به نظر برسد، با این حال ممکن است برخی از افراد در تشخیص آنها دچار مشکل شوند. از این رو میتوان با به تکرار مثالهای مختلف، انواع ضمایر را به خوبی به یاد سپرد و با کاربرد آنها در جمله آشنا شد. از این رو در ادامه انواع ضمیر را با مثالهایی شرح دادهایم.
ضمیر شخصی
پرکاربردترین شکل ضمیر در زبان فارسی، ضمیر شخصی است که در آن از ضمایر به جای اسامی اشخاص استفاده میشود. ضمایر شخصی خود به دو دسته منفصل و متصل تقسیم میشوند که هر کدام از آنها را در ادامه توضیح میدهیم.

ضمایر شخصی جدا یا منفصل: این ضمایر که به لحاظ لغوی و معنی از کلمات قبل و بعد خود مستقل هستند، عبارتاند از: من، تو، او، ما، شما، ایشان یا آنها.
به عنوان مثال: داستان من، داستان تو، داستان او، داستان ما، داستان شما، داستان ایشان
ضمایر شخصی پیوسته یا متصل: این ضمایر که از آنها به عنوان ضمیر ملکی نیز نام برده میشود، با چسبیدن به کلمات قبل از خود به کار برده میشوند. ضمایر متصل عبارتاند از: ام، ات، اش، مان، تان، شان.
این ضمایر معمولاً به اسامی اضافه میشوند؛ اما گاهی نیز به افعال و حروف قابل الصاق هستند. به عنوان مثال:
در ترکیبهای داستانم، داستانت، داستانش، داستانمان، داستانتان، داستانشان همگی با ضمایر متصل به کار برده شدهاند.
ضمایر مشترک
سه ضمیر «خود»، «خویش» و «خویشتن» ضمایر مشترک هستند که به صورت ثابت در همه اشکال صرفی اسامی به کار برده میشوند. البته گاهی اوقات ضمیر «خود» در زبان محاوره به صورت خودم، خودت، خودش، خودمان، خودتان و خودشان به کار برده میشود. اما واژههای خویش و خویشتن به هیچ عنوان صرف نمیشوند. به عنوان مثال
- خودم به او گفتم
- تکالیف خود را نوشته است
- داستان خود را برایم بگویید
- تک تک ما سرنوشت خویش را در دست داریم
- از درون آینه به خویش نگاه کرد
- عزت نفس، احترام به خویشتن است
ضمیر پرسشی
این ضمایر، همان کلمات پرسشی هستند که برای سؤالی کردن جملات به کار برده میشوند. مهمترین ضمایر پرسشی عبارتاند از: که، چرا، چه، چگونه، چیست، چطور، کی، کجا، چقدر و… این کلمات در جایگاه ضمیر، در جمله به جای یک اسم به کار برده میشوند و به یک مرجع خاص اشاره دارند.
نکته مهم در خصوص ضمایر پرسشی این است که اگر کلمات پرسشی در کنار اسم بیایند، نقش صفت پرسشی دارند و نمیتوان آنها را در جمله به عنوان ضمیر به کار برد.
- چه میشود اگر برنده شویم؟
- چه میکنی وقتی او را ببینی؟
- چه رخ داده است؟
- کجا برویم؟
- چه کسی گفته بود؟
ضمایر اشاره
ضمیر اشاره زمانی به کار برده میشود که مرجع اشارات در خود جمله مشخص باشد. مشهورترین ضمایر اشاره این و آن هستند که در ترکیبهای مختلف به کار برده میشوند.
- این خیابان را طی کن و سپس به سمت چپ بپیچ
- آن لیوان را برای من بیاور
- این کتاب را در قفسه بگذار
- آنها شیشههای شکسته هستند
- اقدامات اینان نیز اشتباه است
- آنان نیز خود را کوچک کردند
ضمیر مبهم
برخلاف ضمایر اشاره که به یک مرجع مشخص مرتبط هستند، این ضمیرها بر چیز یا مقداری مبهم دلالت میکنند. از مشهورترین ضمایر مبهم میتوان به همه، هیچ، خیلی، کمی، هرچه، اندکی، تعدادی، برخی، فلان، پارهای، چندین، دگری، هر یک، هیچ یک، هر کس، بعضی، مقداری، هیچکس و… اشاره کرد.
نکته مهم در خصوص ضمایر مبهم این است که اگر در جمله همراه با اسم به کار برده شوند، نقش آنها «صفت مبهم» خواهد بود. مثلاً در جمله «هیچ دفتری روی میز نبود» کلمه «هیچ» در نقش صفت مبهم به کار رفته است. در ادامه مثالهایی را در خصوص ضمایر مبهم ارائه کردهایم.
- کسی آنجا نبود
- چقدر خندهدار است
- همه هشدار داده بودند
- اندکی آب نوشید
- بعضیها گفته بودند به آنجا نرود
- هیچکس فردا را ندیده است
ضمیر تعجب
ضمیر تعجب زمانی در جمله به کار برده میشود که برخی از واژهها مانند بَه، چه، وه و چقدر بدون یک اسم به کار برده شوند. نکته مهم این است که این ضمایر با ضمایر پرسشی به اشتباه گرفته نشوند. برای تشخیص این مورد بهتر است معنای جمله را در نظر بگیرید. به عنوان مثال:
- چه عجب
- چقدر شگفتانگیز
- چه دور
- به به چه زیبا
- وه چه رخی داری
- چه سری، چه دمی، عجب پایی…
ضمیر متقابل
ضمیر متقابل زمانی استفاده میشود که برای جلوگیری از تکرار دو تا چند مرجع، از واژههای هم، همدیگر و یکدیگر استفاده میکنیم. مانند:
- همدیگر را در آغوش گرفتند
- یکدیگر را از دور دیدند
- به هم گفته بودند که در زمان سفر، نامه بنویسند
- مانند یکدیگر فکر نمیکردند
- برای هم دست تکان دادند
ضمیر احترام
از ضمیر احترام در گفتگوی مؤدبانه و محترمانه استفاده میکنیم. به عبارتی از یک کلمه جایگزین متداول برای اسامی اشخاصی که از ما درجه بالاتری دارند استفاده میکنیم. در ادامه برخی از پرکاربردترین ضمایر احترام را معرفی کردهایم.
- ضمیر احترام به جای من: بنده، اینجانب، ارادتمند، غلام شما
- ضمیر احترام به جای شما: حضرت عالی، جناب عالی، بزرگوار
- ضمیر احترام برای سوم شخص مفرد: حضرتشان، معظم له، سرکار خانم، جناب آقا
ضمایر شمارشی
ضمایر شمارشی زمانی به کار میروند که از یک صفت شمارشی، بدون همراهی یک اسم استفاده میکنیم. به عنوان مثال در جملات پایین از ضمیر شمارشی به جای مقطع تحصیلی یا جایگاه در مسابقه استفاده شده است:
- یاسمن به کلاس دوم میرود
- او اول شده بود
- دومی از جای خود بلند شد
نقش ضمیر در جمله
ضمیر در زبان فارسی یک نقش جانشینی دارد. به عبارتی همواره کلمه دیگر وجود دارد که ضمیر به آن اشاره دارد و نقش خود را از آن میگیرد. از این رو ضمیر میتواند نقشهای مختلفی همچون نهاد، مفعول، مسند، صفت، مضاف و مضاف الیه و… بگیرد.
در نظر داشته باشید که چون ضمیر همیشه به جای اسم مینشیند هیچگاه نمیتواند در جمله نقش فعل داشته باشد. در ادامه برخی از نقشهای ضمیر در زبان فارسی را با ذکر مثالهایی معرفی کردهایم.
ضمیر در نقش نهاد
- ضمیر شخصی منفصل: آنها کار را تمام کرده بودند
- ضمیر مشترک: خود را جای نویسنده گذاشت
- ضمیر پرسشی: کجا میروی؟
- ضمیر تعجب: چه زیبا شد
- ضمیر مبهم: هر کس حرف خودش را میزد
ضمیر در نقش مفعول
ضمیر شخصی منفصل: من او را دیده بودم
ضمیر شخصی پیوسته: آنها را همراه خود آورده بود
ضمیر مشترک: خودش را قضاوت میکرد
ضمیر اشاره: ما آنها را صدا کردیم
ضمیر پرسشی: چه گفتی؟
ضمیر تعجبی: چهها که نکردند
ضمیر مبهم: همه را بیرون انداخت
ضمیر در نقش مسند
ضمیر شخصی منفصل: ستاره جمع، تو بودی
ضمیر مشترک: این شعر را خطاب به خویشتن سروده است
ضمیر اشاره: ماجرا همین است
ضمیر پرسشی: خانه دوست کجاست؟
ضمیر مبهم: اینجا همه مسئول هستند.
ضمیر در نقش متمم
ضمیر شخصی منفصل: به آنها چیزی نگو
ضمیر شخصی پیوسته: کتاب را برایتان گذاشتم
ضمیر مشترک: باید با خویشتن روراست میبودم
ضمیر اشاره: به این ضربه بزن
ضمیر پرسشی: به کجا رفته بودی
ضمیر مبهم: نباید به هیچکس بگویی
ضمیر در نقش منادا
ضمیر شخصی منفصل: هی تو … بیا اینجا
ضمیر اشاره: ای آنکه جهان را آفریدهای
ضمیر مبهم: ای هرچه هست از آن توست
ضمیر در نقش صفت
ضمیر پرسشی: چند کتاب داری؟
ضمیر مبهم: همه را در چنگال خود گرفتهای
ضمیر تعجبی: چه صدایی
گام به گام، نمونهسوالات، نکات روانشناسی، برنامهریزی تحصیلی، آزمایشهای علمی و …
ضمیر در نقش قید
ضمیر اشاره: اینقدر جدی نباش
ضمیر مبهم: من بسیار اندوهگین هستم
ضمیر تعجبی: چقدر دلانگیز
ضمیر در نقش مضاف و مضاف الیه
ضمیر شخصی منفصل: صدای من را به گوش او برسان
ضمیر شخصی پیوسته: گلدان من را آب بده
ضمیر مشترک: داستان خویش را مرور کردم
ضمیر اشاره: خانه آنها را خریده بود
ضمیر پرسشی: کارمند کدام مؤسسه هستید
ضمیر مبهم: خدا از تقصیرات همه بگذرد
ضمیر در نقش بدل
ضمیر مشترک: تو، خود، حدیث مفصل بخوان از این مجمل
ضمیر اشاره: خواهرم، همانی که معلم است، سلام رساند
جمعبندی
ضمیر که در زبان فارسی با عناوین «فرنام» و «جاینشین» نیز شناخته میشود، کلمهای است که به جای اسم یا گروه اسمی میآید و نقشهای آن را میپذیرد. ضمیر همواره به یک مرجع وابسته است؛ از این رو بسته به مرجع ضمیر، میتوان نقشهای مختلفی را در جمله به آن نسبت داد.
در این مقاله به بررسی انواع ضمیر در زبان فارسی مانند ضمیر شخصی، پرسشی، ملکی، متقابل، مبهم، تعجب، اشاره، احترام و مشترک پرداختیم. همچنین برای توضیح تفاوت این ضمایر از هم، مثالهایی را نیز ارائه کردیم؛ زیرا کاربرد ضمایر در جمله کمک میکند با نقشهای مختلف آن نیز به خوبی آشنا شوید.

خوب
عالیی