عربی نهم صفحه 89 – ترجمه درس هفتم
اَلدَّرْسُ السّابِعُ

مُخْتَبَرُ إدیسون
آزمایشگاه ادیسون
ثَمَرَةُ الْجِدِّ
نتیجه تلاش
کانَ إديسون فِي السّابِعَةِ مِنْ عُمرِەِ، عِندَما عَجَزَتْ أُسْرَتُهُ عَنْ دَفْعِ نَفَقاتِ دِراسَتهِ؛
ادیسون در سن هفت سالگی بود، هنگامی که خانوادهاش از پرداخت هزینههای تحصیلش درماند،
فَطَرَدَەُ مُديرُ مَدرَسَتِهِ مِنَ الْمَدرَسَةِ وَ قالَ عَنهُ:
پس مدیر مدرسهاش او را از مدرسه بیرون کرد و دربارهاش گفت:
»إِنَّهُ تِلْميذٌ أَحمَقُ.»
«او دانشآموزی نادان است.»

فَصارَ بائِعَ الْفَواکِهِ؛ وَلٰکِنَّهُ ما تَرَكَ الدِّراسَةَ؛ بَلْ دَرَسَ بِمُساعَدَةِ أُمِّهِ؛ هيَ ساعَدَتْهُ کَثيراً.
پس میوهفروش شد. ولی او تحصیل را ترک نکرد، بلکه به کمک مادرش درس خواند. او خیلی کمکش کرد.
کانَ إديسون ثَقيلَ السَّمْعِ بِسَبَبِ حادِثَةٍ أَوْ مَرَضٍ أَصابَهُ أَيّامَ الطُّفولَةِ.
ادیسون به سبب حادثهای یا بیماریای که در دوران کودکی دچارش شده بود کمشنوا شد.
إديسون أَحَبَّ الْکيمياءَ .فَصَنَعَ مُختَبَراً صَغيراً في مَنزِلِهِ وَ بَعدَ مُدَّةٍ قَدَرَ عَلیٰ شِراءِ بَعضِ الْمَوادِّ الْکيمياويَّةِ وَ الْأَدَواتِ الْعِلْميَّةِ وَ بَعدَ مُحاوَلاتٍ کَثيرَة صارَ مَسؤولاً في أَحَدِ الْقِطاراتِ وَ قَدَرَ عَلیٰ شِراء آلَةِ طِباعَةٍ وَ وَضَعَها في عَرَبَةِ الْبَضائِعِ. وَ فِي السَّنَةِ الْخامِسَةَ عَشْرَةَ مِنْ عُمرِەِ کَتَبَ صَحيفَةً أُسْبوعيَّةً وَ طَبَعَها فِي الْقِطارِ.
ادیسون شیمی را دوست داشت. پس آزمایشگاهی کوچک در خانهاش ساخت و پس از مدتی توانست برخی مواد شیمیایی و ابزارهای علمی بخرد. و پس از تلاشهای بسیاری مسئول یکی از قطارها شد و توانست دستگاه چاپی بخرد و آن را در واگن کالاها گذاشت. و در سن پانزده سالگی روزنامهای هفتگی نوشت و آن را در قطار چاپ کرد.
في أَحَدِ الْأَيّامِ انْکَسَرَتْ إِحْدیٰ زُجاجاتِ الْمَوادِّ الْکيمياويَّةِ فِي الْمَطبَعَةِ؛ فَحَدَثَ حَريقٌ؛ فَطَرَدَەُ رَئيسُ الْقِطارِ، وَ عِندَما أَنْقَذَ طِفلاً مِنْ تَحتِ الْقِطارِ، جَعَلَهُ والِدُ الطِّفلِ رَئيساً في شَرِکَتِهِ.
در یکی از روزها یکی از شیشههای مواد شیمایی در چاپخانه شکسته شد و آتشسوزی روی داد و رئیس قطار او را بیرون کرد و وقتی که کودکی را از زیر قطار نجات داد پدر کودک او را رئیس شرکتش کرد.
کانَ إديسون مَشغولاً في مُختَبَرِەِ لَيلاً وَ نَهاراً.
ادیسون شب و روز در آزمایشگاهش مشغول بود.

هوَ أَوَّلُ مَنْ صَنَعَ مُختَبَراً لِلْأَبْحاثِ الصِّناعيَّةِ.
او نخستین کسی بود که آزمایشگاهی برای پژوهشهای صنعتی ساخت.
اِخْتَرَعَ وَ کَمَّلَ إديسون أَکْثَرَ مِنْ أَلْفِ اخْتِراعٍ مُهِمٍّ؛ مِنهَا الْمِصباحُ الْکَهْرَبائيُّ وَ الْمُسجِّلُ و الصُّوَرُ الْمُتَحَرِّکَةُ وَ آلَةُ السّينَما وَ بطَاّريَّةُ السَّياّرَةِ .
ادیسون بیش از هزار اختراع مهم را اختراع کرد؛ از جمله نیروی برق، چراغ برق، ضبطکننده موسیقی، عکسهای متحرک، دستگاه سینما، باتری خودرو.
إنَّهُ قَدَرَ عَلیٰ تَأسیسِ أَوَّلِ شَرِکَةٍ لِتَوزیعِ الطاّقَةِ الْکَهرَبائيَّةِ.
او توانست اولین شرکت نیروی برق را تأسیس کند .
وَ الطّاقَةُ الْکَهرَبائيَّةُ في هٰذَا الْعَصرِ سَبَبٌ رَئيسيٌّ لِتَقَدُّمِ الصِّناعاتِ الْجَديدَةِ.
و نیروی برق در این عرصه دلیل اصلی پیشرفت صنایع جدید است.
(إِنَّ الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ إِنّا لا نُضیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً)
قطعاً کسانی که ایمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادند، همانا ما پاداش کسانی را که کار نیکو کنند تباه نمیکنیم.
معنیهاشخوب