معنی درس راز زندگی صفحه 94 فارسی ششم

_ غنچه با دل گرفته گفت: «زندگی لب ز خنده بستن است. گوشهای درون خود، نشستن است.»
غنچه با ناراحتی گفت: «زندگی نخندیدن و در گوشهای تنها نشستن است.»
_ گل به خنده گفت: «زندگی، شکفتن است. با زبان سبز، راز گفتن است.»
گل با لبخند گفت: «زندگی یعنی اینکه شکوفا و شاداب باشیم و باطراوت و شادی، رازهای زیبای زندگی را بازگو بکنیم.»
_ گفتوگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد. تو چه فکر میکنی؟ راستی کدام یک درست گفتهاند؟
همچنان گفت و گوی غنچه و گل از درون باغچه شنیده میشود. نظر تو چیست؟ به نظرت کدام یک از آنها درست گفتهاند؟
_ من که فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است هر چه باشد او گل است. گل، یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است.
من که فکر میکنم گل به راز زندگی پی برده و به آن اشاره کرده است. بالاخره او گل است و از غنچه تجربهی بیشتری در زندگی دارد.