پاسخ گوش کن و بگو صفحه 88 فارسی ششم

به قصهی «یک قطره عسل» با دقت گوش دهید و سپس دربارهی پرسشهای زیر گفتوگو کنید.
سوال 1: سگ شکاری از نظر ظاهر چه ویژگیهایی داشت؟
جواب:
لاغراندام با دستها و پاهای باریک و بلند
سوال 2: شکارچی چگونه به وجود عسل پی برد؟
جواب:
دید در اطراف غار زنبورهای عسل پرواز میکند و از شکاف یک سنگ قطره قطره عسل میریزد.
سوال 3: شکارچی با دیدن عسل چه تصمیمی گرفت؟
جواب:
تصمیم گرفت که هر روز به آنجا برود و قدری از این عسلها را بردارد و به شهر ببرد و بفروشد.
سوال 4: شکارچی چگونه موفق شد که کوزهاش را از عسل پر کند؟
جواب:
لباسهای خود را محکم بست و صورت خود را با پارچه پوشاند و با احتیاط کوزهاش را پر کرد.
سوال 5: مرد بقّال پس از چشیدن عسل چه گفت؟
جواب:
آفرین بر تو و این عسل! من همیشه چند جور عسل موجود دارم اما این عسل از همهی آنها بهتر است.
سوال 6: مرد بقّال چگونه وزن عسل درون کوزه را به دست آورد؟
جواب:
کوزه عسل را بر ترازو گذاشت و وزن کرد.
سوال 7: علت شکسته شدن سرِ مرد بقال چه بود؟
جواب:
شکارچی کوزه را بر سر مرد بقال شکست.
سوال 8: چرا قاضی گفت: «سگ و راسو را نمیتوان مجازات کرد»؟
جواب:
زیرا راسو حیوان است و میخواسته یک قطره عسل بخورد، سگ هم حیوان است و به راسو حمله کرده است.
سوال 9: باسوادی و وظیفهشناس بودن چه سودی دارد؟
جواب:
به عنوان مثل سودی که در این داستان بدین صورت است که اگر باسواد و وظیفهشناس باشند؛ صیاد، سگ شکاری را بدون اینکه آن را ببندد به بازار نمیآورد و مرد بقال هم راسویی که تربیت نمیپذیرد را نگه نمیدارد.
سوال 10: چگونه میتوان از دعوا و زد و خورد پیشگیری کرد؟
جواب:
تا زمانی که اختلافها کوچک است به داروغه و محتسب و حاکم و قاضی شهر مراجعه کنیم.