فارسی ششم صفحه 104

معنی شعر به گیتی، به از راستی، پیشه نیست صفحه 104 فارسی ششم

شعر به گیتی، به از راستی، پیشه نیست صفحه 104 فارسی ششم

_ به گیتی، بِه از راستی، پیشه نیست / ز کژّی بَتَر، هیچ اندیشه نیست

در جهان هیچ کاری بهتر از راستی و درستی نیست و هیچ فکری از دروغ و ناراستی بدتر نیست.

_ سخن گفتنِ کژف ز بیچارگی است / به بیچارگان بر، بباید گریست

دروغ گفتن نشانه‌ی بیچارگی است و برای بیچارگان باید گریه کرد.

_ هر آن کو که گردد به گِردِ دروغ / ستمکاره خوانیمش و بی‌فروغ

هرکسی که دروغ می‌گوید ظالم و بی‌خرد است.

_ همه راستی کن که از راستی / نیاید به کار اندرون، کاستی

همیشه راست‌گو باش که از راستگویی هیچ وقت ضرری به انسان نمی‌رسد.

_ هر آن کس که با تو نگوید دُرست / چنان دان که او دشمنِ جانِ توست

هر کسی که به تو دروغ می‌گویید او را دشمن جان خود بدان

_ گشاده است بر ما درِ راستی / چه کوبیم خیره درِ کاستی؟

در راستگویی و درستکاری برای ما باز است چرا با لجبازی باید به سمت دروغ‌گویی و بدکاری پیش برویم؟

_ مکن دوستی با دروغ آزمای / همان نیز با مردِ ناپاک رای

با کسی که دروغ می‌گوید دوستی نکن همان گونه که با انسان‌های ناپاک دوستی نمی‌کنی.

ویدئوهای جمع‌بندی شب امتحان بیست رو بغل کن!
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ویدئوهای جمع‌بندی شب امتحان
بیست رو بغل کن!