فارسی ششم صفحه 101

معنی درس آداب مطالعه صفحه 101 فارسی ششم

درس آداب مطالعه صفحه 101 فارسی ششم درس آداب مطالعه صفحه 101 فارسی ششم

_ بدان که قصّه خواندن و شنیدن، فایده‌ی بسیار دارد:

آگاه باش که قصّه خواندن و شنیدن قصّه (داستان)، فایده‌ی فراوانی دارد:

_ اول آنکه از احوال گذشتگان خبردار شود.

فایده‌ی اوّل آن است که از شرح حال گذشتگان، آگاه و باخبر شود.

_ دویم آنکه چون عجایب بشنود، نظر او به قدرت الهی، گشاده گردد.

دوم آنکه وقتی از شگفتی‌های جهان، مطالبی را بشنود، اندیشه و نگاه او به قدرت خداوند وسیع‌تر و درک او بیشتر می‌شود.

_ سیُم، چون محنت و شدّت گذشتگان شنَوَد، داند که هیچ کس از بندِ محنت آزاده نبوده است. او را تسلّی باشد.

سوم این است که وقتی انسان قصّه‌ی درد و رنج و سختی‌های زندگی گذشتگان را می‌شنود، می‌فهمد که هیچ انسانی از سختی‌های روزگار در امان نبوده است و همین سبب می‌شود که آرامش یابد.

_ چهارم، چون زوال مُلک و مال سلاطین گذشته شنوَد، دل از مال دنیا و دنیا بردارد و داند که با کس، وفا نکرده و نخواهد کرد.

فایده‌ی چهارم این است که وقتی نابودی سلطنت و ثروت‌های پادشاهانِ گذشته را بشنود، به دنیا و ثروت دنیا علاقه‌مند نمی‌شود و می‌فهمد که دنیا به کسی وفا نکرده و وفا نخواهد کرد.

_ پنجم، عبرت بسیار و تجربه‌ی بی‌شمار او را حاصل شود.

فایده‌ی پنجم، او پند بسیار و تجربه‌های فراوانی به دست می‌آورد.

_ و خدای تعالی با حضرت رسول (ص) می‌‌گوید: «ای محمّد، ما از قصّه‌های رسولان و خبرهای پیغمبران بر تو می‌خوانیم؛ آنچه بدان، دل را ثابت گردانیم و فایده‌های کلی تو را حاصل گردد.» (قرآن کریم، سوره‌ی‌ هود، آیه‌ی 120)

خدای بلند مرتبه به حضرت محمّد رسول (ص) می‌گوید: «ای محمّد، ما داستان‌های پیامبران و خبرهای آن‌ها را برای تو می‌خوانیم، چیزهایی که به وسیله‌ی آن دل تو را مطمئن و استوار می‌کنیم و فایده‌های زیادی برای تو دارد.»

_ پس معلوم شد که در قصّه‌های گذشتگان، فایده‌ای هست و خواننده و گوینده و شنونده را از آن فایده رسد. اگر پرسند که قصّه خوانیف چند نوع است، بگوی دو نوع: اوّل حکایت‌گویی و دویم نظم‌خوانی.

پس مشخّص شد که در داستان‌های گذشتگان، فایده‌های زیادی وجود دارد که خواننده و گوینده و شنونده از آن داستان‌ها، سود و فایده‌ی بسیاری می‌برند. اگر از تو بپرسند که چند نوع قصّه‌گویی داریم، بگو دو نوع: اوّل: خواندن حکایت و قصّه و دوم: خواندن شعر.

_ اگر پرسند که آداب حکایت‌گویان چند است، بگوی: اول آنکه قصّه‌ای که ادا خواهد کرد، باید که بر اُستاد خوانده باشد و با خود تکرار کرده باشد تا فرو نماند.

اگر از تو بپرسند قصّه‌گویان به چه شکلی قصّه‌ای را بیان می‌کنند؟ بگو: قبل از اینکه قصّه‌ای را بیان کند باید آن را برای یک استاد بخواند و با خود تکرار بکند تا مشکلی پیش نیاید.

_ دویم آنکه چُست و چالاک به سخن درآید و خام نباشد.

دوم آنکه باید در سخن گفتن تند و تیز باشد و با تسلّط کامل حکایت را بگوید و بی‌تجربه و نپخته نباشد.

_ سیُم باید که داند که جماعت، لایقِ چه نوع سخن استف بیشتر، از آن گوید که مردم، راغب آن باشد.

سوم آنکه باید بداند که برای چه گروهی، چه سخنی شایسته و مناسب است و بیشتر درباره‌ی آن موضوع سخن بگوید که مردم علاقه‌مند هستند.

_ چهارم، نثر را وقت وقت به نظم آراسته گرداند که بزرگان گفته اند: نظم در قصّه‌خوانی چون نمک است در دیگ؛ اگر کم باشد، طعام بی‌مزه بود و اگر بسیار گردد شور شود؛ پس اعتدال، نگاه باید داشت.

چهارم، نثر و نوشته‌ی خود را گاهی با شعر زیبا گرداند که بزرگان گفته‌اند: شعر در قصّه‌گویی مانند نمک در غذا، لازم و ضروری است که اگر نمک کم باشد، غذا بی‌مزه می‌شود و اگر زیاد باشد، شور می‌شود؛ بنابراین باید میانه‌روی کرد.

_ پنجم، سخنانِ محال و گزاف نگوید که در چشم مردم، سبک شود.

پنجم، سخنانِ غیرممکن و بیهوده نگویند زیرا در نگاه مردم، بی‌ارزش می‌شوند.

_ اگر پرسند که آدابِ نظم‌خوانی چند است، بگوی: اول آنکه به آهنگ خوانَد.

اگر بپرسند که شعرخوانی به چه شکلی است؟ بگو: اوّل این که باید با آهنگ و وزن بخواند.

_ دویم، سخن را در دلِ مردم بنشاند.

دوم آنکه، سخن (شعر) را اثرگذار بخواند تا برای مردم دلچسب باشد.

_ سیُم، اگر بیتی مشکل پیش آید، شرح آن با حاضران بگوید.

سوم، اگر بیتی سخت بود، آن را برای شنوندگان توضیح دهد.

_ چهارم، چنان نکند که مُستَمع، مَلول گردد.

چهارم اینکه شعر را به شکلی نخواند که شنونده آزرده و ناراحت شود.

_ پنجم، صاحب آن نظم را در اول یا در آخر، یاد کند و فاتحه و تکبیر گوید.

پنجم، از آن شاعر (سراینده‌ی شعر) در آغاز و پایان شعر یاد کند و برای شادی روحش فاتحه بخواند.

ویدئوهای جمع‌بندی شب امتحان بیست رو بغل کن!
ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ویدئوهای جمع‌بندی شب امتحان
بیست رو بغل کن!