چگونه بدون افزایش ترس بچه‌ها، احساسات آنها را به رسمیت بشناسیم

اضطراب در کودکان: بایدها و نبایدها

چه خواهید آموخت

  • بهترین عکس‌العمل والدین به یک کودک مضطرب چیست؟
  • کودکان چگونه می‌توانند تحمل اضطراب را یاد بگیرند؟
  • والدین چطور می‌توانند به حفظ آرامش کودکان در موقعیت‌های استرس‌زا کمک کنند؟

چکیده مقاله

وقتی کودکان مضطرب هستند، طبیعی است که بخواهیم به آنها کمک کنیم تا احساس بهتری داشته باشند. اما شاید تلاش برای محافظت از کودکان در برابر چیزهایی که آنها را ناراحت می‌کند، به اضطراب آنها دامن بزند. بهترین راه برای کمک به کودکان در جهت غلبه بر اضطراب این است که به آنها بیاموزیم با اضطراب کنار بیایند. اطمینان داشته باشید آنها با مقداری تمرین، اضطراب کمتری خواهند داشت.

وقتی کودکی در موقعیتی آزاردهنده، ناراحت می‌شود و والدینش او را از موقعیت خارج می‌کنند، می‌آموزد که ناراحت شدن، راه خوبی برای مقابله است. به جای این کار، بهتر است به بچه‌ها فهمانده شود که همه چیز درست خواهد شد، حتی اگر می‌ترسند. شما نمی‌توانید به فرزندتان قول بدهید که هیچ اتفاق بدی نخواهد افتاد، اما می‌توانید به او اطمینان دهید که توانایی رو‌به‌رو شدن با ترس‌هایش را دارد و با گذشت زمان احساس ترس کمتری خواهد داشت.

شما می‌توانید بدون تایید ترس‌های فرزندتان، همدلی خود را با او نشان دهید. مثلا ممکن است بگویید: «می‌دونم که از انجام این کار می‌ترسی. ترسیدن اشکالی نداره. اما تو می‌تونی از عهده این کار بربیایی، من هم کمکت می‌کنم». معمولا بهتر است از پرسیدن سوال اصلی اجتناب کنید: «آیا نگران امتحان فردا هستی؟». به جای آن می‌توانید سوالات باز بپرسید: «درباره امتحان فردا چه حسی داری؟». شما می‌توانید از لحن صحبت و زبان بدن خود استفاده کنید تا به کودکتان نشان دهید که آرام هستید و این به او کمک خواهد کرد تا آرام بماند.

والدین همچنین می‌توانند با پرت کردن حواس بچه‌ها، قبل از اتفاق افتادن چیزی که ممکن است برایشان ناراحت‌کننده باشد، به او کمک کنند، درست مانند وقت ویزیت دکتر. گاهی اوقات صحبت با فرزندتان در مورد چیزهایی که وقوعشان باعث ترس او می‌شود، می‌تواند کمک‌کننده باشد: «چه کار خواهی کرد؟ از چه کسی کمک می‌گیری؟» در واقع داشتن یک برنامه می‌تواند اضطراب آنها را کم کند.

کودکی پر از اضطراب

در نهایت، والدین می‌توانند از روش‌های درست مدیریت اضطراب الگوبرداری کنند. والدین هم مضطرب می‌شوند و این اشکالی ندارد! هدف این است که به کودک خود نشان دهید که اضطراب طبیعی است و مساله‌ی مهمی نیست.

بیشتر بخوانید: کمک به دانش آموزانی که با اضطراب دست و پنجه نرم می‌کنند

مقاله کامل: اضطراب و ترس در دنیای کودکان

هنگامی که کودکان شدیدا مضطرب هستند، حتی خوش‌نیت‌ترین والدین هم می‌توانند اضطراب فرزندشان را بدتر کنند. این موضوع زمانی اتفاق می‌افتد که والدین سعی می‌کنند از کودکان در برابر ترسشان محافظت کنند. در اینجا نکاتی را برای کمک به کودکان برای فرار از چرخه اضطراب آورده‌ایم:

۱. هدف، از بین بردن اضطراب نیست، بلکه کمک به کودک برای مدیریت آن است

هیچ یک از ما دوست نداریم کودکی را ناراحت ببینیم، اما بهترین راه برای کمک به کودکان در جهت غلبه بر اضطراب این نیست که عوامل استرس‌زا را از بین ببریم. این شرایط قرار است به آنها کمک کند تا بیاموزند اضطراب خود را تحمل کرده و تا آنجا که می‌توانند عملکرد خوبی داشته باشند، حتی زمانی که مضطرب هستند. در کنار این، اضطراب با گذشت زمان کاهش می‌یابد.

۲. از اتفاقات یا موقعیت‌ ها فقط به این دلیل که کودک را مضطرب می‌کنند، اجتناب نکنید

کمک به کودکان برای اجتناب از چیزهایی که از آنها می‌ترسند، باعث می‌شود در کوتاه‌مدت احساس بهتری داشته باشند، اما در طولانی‌مدت، اضطرابشان را بیشتر می‌کند. اینطور در نظر بگیریم که کودکی که در یک موقعیت آزاردهنده قرار دارد، ناراحت می‌شود و شروع به گریه می‌کند، البته نه برای اینکه کسی را فریب دهد، بلکه فقط به این دلیل که این احساس را دارد. اگر والدین این کودک، او را از جایی که از آن می‌ترسد یا چیزی که او را آزار می‌دهد، دور کنند، کودک راه مقابله را یاد گرفته است و این چرخه مدام تکرار می‌شود.

۳. انتظاراتتان را مثبت – اما واقع‌بینانه – بیان کنید

نمی‌توانید به کودک بگویید که ترس‌هایش غیرواقعی است. چیزهایی شبیه اینکه در امتحان مردود نمی‌شود یا از اسکیت در پارک حتما لذت خواهد برد یا بچه‌های دیگر موقع نمایش یا صحبت کردن به او نمی‌خندند. اما می‌توانید به او اطمینان دهید که همه چیز درست خواهد شد و او قادر خواهد بود شرایط را مدیریت کند. می‌توانید به او بگویید که با مواجهه با این ترس‌ها، سطح اضطرابش به مرور زمان کاهش می‌یابد. این به او اطمینان می‌دهد که توقعات شما واقع‌بینانه است و از او نمی‌خواهید کاری را انجام دهد که از عهده‌اش برنمی‌آید.

۴. به احساسات آنها احترام بگذارید، اما آن را بدتر نکنید

توجه به این نکته مهم است که درک کردن، همیشه به معنای موافق بودن نیست. بنابراین، اگر کودکی از دکتر رفتن وحشت دارد، چون ممکن است به او آمپول بزند، شما نباید این ترس را کم‌اهمیت جلوه دهید، اما نباید هم آن را بدتر کنید. شما باید به او گوش کنید، همدل باشید و کمک بکنید بفهمد در مورد چه چیزی اضطراب دارد. مشوق او باشید تا احساس کند می‌تواند با ترس‌هایش روبه‌رو شود. پیامی که باید بفرستید این است: «می‌دانم که می‌ترسی و این اشکالی ندارد. من اینجا هستم و به تو کمک می‌کنم تا از پس این مشکل بربیایی».

کودک مضطربی در آغوش پدر

۵. سوالات مستقیم نپرسید

فرزندتان را تشویق کنید تا در مورد احساساتش صحبت کند، اما سعی کنید سوال اصلی را به صورت مستقیم را نپرسید: «در مورد امتحان مهمت مضطربی؟ نگران نمایشگاه علمی هستی؟». برای جلوگیری از تقویت چرخه اضطراب، فقط سوالات باز بپرسید: «در مورد نمایشگاه علمی چه احساسی داری؟».

۶. ترس‌های کودک را تقویت نکنید.

کاری که نباید انجام دهید این است که با لحن صحبت یا زبان بدن خود بگویید: «شاید این چیزیه که باید از آن بترسی». فرض کنید کودک شما خاطره‌ای منفی از یک سگ دارد. دفعه بعد که در اطراف سگ هستید، ممکن است نگران باشید که او چگونه عکس‌العمل نشان می‌دهد و احتمالا  ناخواسته این پیام را به او می‌دهید که باید نگران باشد.

۷. کودک را تشویق کنید تا اضطراب خود را تحمل کند

به فرزندتان نشان دهید که قدردان تلاش او برای کنترل و و تحمل اضطرابش هستید. این عمل او را تشویق می‌کند که زندگی طبیعی داشته باشد و اجازه دهد اضطراب، منحنی طبیعی خود را طی کند. این مسیر که «منحنی عادت» نامیده می‌شود به این معناست که با ادامه تماس او با عامل استرس‌زا، اضطراب به مرور زمان کاهش می‌یابد. ممکن است سطح اضطراب به صفر نرسد، ممکن است به همان سرعتی که شما دوست دارید کم نشود، اما تنها به همین روش است که ما بر ترس‌های خود غلبه می‌کنیم.

بیشتر بخوانید: چگونه به کودکانی که اضطراب ریاضی دارند، کمک کنیم؟

۸. سعی کنید دوره انتظار را کوتاه نگه دارید

در هنگام ترس از چیزی، سخت‌ترین زمان دقیقا قبل از انجام آن است. بنابراین، یک قانون کلی دیگر برای والدین این است که سعی کنند این دوره انتظار را کوتاه‌تر کنند. اگر فرزندتان از دکتر رفتن عصبی است، لازم نیست ۲ ساعت قبل از رفتن در مورد آن با او صحبت کنید. این به احتمال زیاد بیشتر توجه فرزند شما را درگیر می‌کند. بنابراین فقط سعی کنید این دوره را به حداقل برسانید.

۹. با کودک به همه پیشامدها فکر کنید

گاهی اوقات صحبت کردن در مورد اینکه «اگر ترسش محقق شود، چه می‌شود؟» کمک‌کننده است. چطور با آن کنار می‌آیند؟ کودکی که نگران جدایی از والدین خود است، ممکن است نگران این باشد که اگر والدینش دنبال او نیایند، چه می‌شود. پس درموردش حرف می‌زنیم: اگر مادرت در پایان تمرین فوتبال دنبالت نیاید، چه کار می‌کنی؟ «خب من به مربی می‌گویم که مادرم اینجا نیست.» و به نظرت مربی چکار می‌کند؟ «خب او به مادرم زنگ می‌زند یا با من منتظر می‌ماند».

کودکی که می‌ترسد یک غریبه دنبالش بیاید، می‌تواند یک کلمه رمز از والدین خود داشته باشد که فقط کسی که از طرف آنها آمده است، آن را می‌داند. برای برخی کودکان، داشتن یک برنامه می‌تواند تردیدشان را به روشی سالم و موثر کاهش دهد.

کودکی مضطرب و سر در گریبان

۱۰. سعی کنید از روش های درست مدیریت اضطراب الگوبرداری کنید

راه‌های متعددی وجود دارد که می‌توانید از طریق آنها به بچه‌ها در کنترل اضطراب کمک کنید و به آنها اجازه دهید مشاهده کنند که خودتان چگونه با اضطرابتان کنار می‌آیید. بچه‌ها درک می‌کنند و می‌فهمند که شما مدام پشت تلفن به یکی از دوستانتان غر می‌زنید که نمی‌توانید از پس استرس یا اضطرابتان برآیید. منظورمان این نیست که وانمود کنید اضطراب و استرس ندارید، اما اجازه دهید بچه‌ها بشنوند یا ببینند که شما با آرامش اضطراب را مدیریت کرده، آن را تحمل می‌کنید و از پشت سر گذاشتن آن احساس خوبی دارید.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.